ردیابی برچسب‌ها
برچسبی وجود ندارد
مدیریت دسته بندی‌ها

مناجات شعبانیه

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا عن هدانا الله و صلّي الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و اهل بيته الأطيبين الأنجبين سيّما بقية الله في الأرضين بهم نتولّيٰ و من أعدائهم نتبرء الي الله.

ويژگي مناجات شعبانيه, وجه تسميهٴ ادعيه به نامهاي گوناگون

موضوع سخن تفسير مناجات شعبانيه است كه از برجسته‌ترين نيايشهاي اهل بيت(عليهم السلام) به شمار مي‌رود گرچه هر امامي به زبان مخصوص خود دعايي دارد ولي بعضي از دعاها مشترك بين همه معصومين است مناجات شعبانيه از آن نيايشهاي مشترك بين معصومين است كه همه اهل بيت با اين مناجات با ذات اقدس الهي نجوا داشتند شيعيان كه سالكان كوي ولاي آنها هستند دعوت شده‌اند كه هم‌پاي آنها در اين راه حركت كنند با اين تفاوت كه آنها امام‌اند و شيعيان مأموم

نام‌گذاري اين مناجات شريف به مناجات بر اساس آن است كه عنوان مناجات و هم چنين نام نجوا و مناجات در اين نيايش به طور صريح ظهور كرده است نامهايي كه براي ادعيه گذاشته‌اند نظير نامهاي سوره‌هاي قرآني علل فراوان دارد همان طوري كه سوره‌هاي قرآن به مناسبتهاي مختلف نامهاي گوناگون دارد يكي سوره «فاتحةالكتاب» است يكي سوره «يس» است يكي سوره «حشر» است يكي سوره «اخلاص» است و مانند آن نام‌گذاري ادعيه هم مناسبتهاي فراواني دارد همان طوري كه گاهي سوره به نام شخص است شخصي كه اين سوره درباره او نازل شده است نظير سوره «مسد» و مانند آن يا ساير سوري كه به نام اشخاص ناميده شد نظير سوره «لقمان» دعاها هم گاهي اين چنين است همان طوري كه سوره به نام سوره «لقمان» در قرآن داريم دعا هم به عنوان دعاي كميل داريم كه آن ناقل و راوي است كميل (رضوان الله عليه) بود و اين دعا به نام دعاي كميل معروف شده است چه اينكه سوره «لقمان» به نام لقمان معروف شده است گاهي بعضي از سور قرآن بر اساس مناسبتهايي نامهاي خاص دارد كلمه‌اي در سوره به كار رفته كه در شرح آن كلمه سوره مسائلي را بازگو مي‌كند مثل سوره «فيل» سوره «عنكبوت»، سوره «انعام» و مانند آن گاهي دعاها هم اين چنين‌اند اگر دعايي درباره مطلبي سخن گفت يا عنواني در آن دعا اخذ شد آن دعا به آن عنوان و مطلب ناميده مي‌شود نظير دعاي يستشير اين دعاي يستشير يك دعايي است كه عنوان يستشير و كلمه يستشير در آن دعا اخذ شده است گاهي دعا بر اساس آن ارقام اذكاري كه در آن دعا هست نام دارد نظير دعاي عشرات چون در پايان آن دعا ده ده زياد است كه ده بار بگوييد «يا الله» ده بار بگوييد «يا رب» ده بار بگوييد «يا ارحم الراحمين» چون ده ده در پايان اين دعا زياد است لذا اين دعا به عنوان عشرات يعني ده ده ناميده مي‌شود اينها نامهاي گوناگون ادعيه و نيايشهاست كه نظير نامهاي گوناگون سور قرآني علل و اسناد فراواني دارد.

تفاوت دعا با سؤال و ذكر, فرق عبادت با استكبار

مطلب بعدي آن است كه دعا با سؤال و ذكر فرق دارد گرچه ممكن است چيزي چند عنوان را بپذيرد ولي با تحليل دعا غير سؤال است و دعا و سؤال غير از ذكراند ذكر به يك معناست سؤال به يك معناست دعا به معناي ديگر دعا يعني خواندن، سؤال يعني خواستن، ذكر يعني به ياد بودن، يك وقت انسان خدا را مي‌خواند يك وقت از خدا چيزي مي‌خواهد يك وقت به ياد اوست در هر دعا ذكر هست ولي در هر ذكري دعا نيست اين عناوين همه جداي از يكديگر در قرآن معنون‌اند هم عنوان دعا و خواندن، هم عنوان سؤال و خواستن، هم عنوان ذكر و ياد حق بودن.

اما عنوان دعا كه خواندن خدا ذات اقدس الهي اعلام كرد: ﴿وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ[1] اين اعلام و اعلان عمومي خداست فرمود خدا دستور داد كه او را بخوانيد يعني او نه محجوب است و نه دور او را بخوانيد ﴿قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني﴾ خدا فرمود رب فرمود نفرمود «قال الله» ﴿قالَ رَبُّكُمُ﴾ يعني آنچه پرورش شما به دست اوست حل نياز شما به دست اوست او اعلام كرد كه مرا بخوانيد عنوان رب خودش دليل بر ترغيب به دعاست يعني آنچه پرورش شما و تطهير شما به دست اوست او اعلام كرد كه مرا بخوانيد تا من اجابت بكنم ﴿وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾ بعد فرمود اين دعا و خواندن عبادت است عبادت پرستش است ﴿إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ﴾ نه تنها خدا را بخوانيد خدا جواب مي‌دهد بلكه اگر خدا را نخوانديد مستكبر بوديد آن كسي كه به قدرت خودش تكيه مي‌كند او مستكبر است آنكه به كار و فكر انديشه خودش وابسته است او مستكبر است نمي‌داند كه قدرت مالي يا علمي او مظهر قدرت خداست لذا ذات اقدس الهي با دو بيان هم ترغيب كرد چون تهديد كرد هم با تهديد هم با تحبيب در اين آيه ما را به دعا دعوت كردند صدر آيه تحبيب است با محبت سخن گفت ذيل آيه تهديد است با قهر سخن گفت فرمود: ﴿وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾ اين تحبيب است با لسان محبت سخن گفتن است ذيل آيه با قهر و تهديد حرف مي‌زند فرمود اگر از خدا چيزي نخواستيد يا خدا را نخوانديد مستكبريد ﴿إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ﴾.

بيان لطيفي را امير بيان علي‌بن‌ابي‌طالب  (عليه و علي آله آلاف التحية والثناء) در كتاب قيم نهج‌البلاغه دارد فرمود شما كه سائليد و شما كه متمكنيد احتياج شما به دعا كمتر از كسي گرفتار و وامانده است نيست آنكه مريض است و مبتلاست احتياجش به دعا بيش از شما نيست او بر خوان خطر افتاد شما در معرض خطريد «مَا الْمُبْتَلَي الَّذِي قَدِ اشْتَدَّ بِهِ الْبَلاَءُ بِأَحْوَجَ إِلَي الدُّعَاءِ»[2] فرمود آن مريضي كه در بستر بيماري افتاده است احتياج او به دعا بيش از احتياج شما كه سالميد نيست او اگر محتاج به نيايش است كه دردش رفع شود شما محتاج به دعاييد كه دردمند نشويد او براي رفع موجود مي‌نالد شما براي دفع معدوم بايد اشك بريزيد اين چنين نيست كه دعا فقط در حال فقر و فلاكت باشد دعا در هم حال هست لذا فرمود كسي كه دعا نمي‌كند مستكبر است كسي كه در مراسم دعا حضور پيدا نمي‌كند او متكبر است خيال كرد يا خيال مي‌كند كه همواره اين سلامت هست يا همواره اين قدرت مالي هست اين چنين نيست.

دعا تنها سرمايهٴ انسان نيازمند

در بخش ديگري از قرآن ذات اقدس الهي به ما فرمود: ﴿قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ[3] فرمود به مردم اعلام بكن اگر دعا و نيايش شما نباشد خدا به شما اعتنايي ندارد چون انسان هرچه دارد از اوست يعني از خداست فقط يك چيز در انسان هست كه اين يك چيز را از خدا نگرفت و آن فقر و نداري است انسان تنها سرمايه‌اي كه دارد و اين سرمايه را از خدا نگرفت آن نداري است وگرنه هر چه دارد از خدا گرفت چون هر چه دارد از خدا گرفت از آن‌ِ اوست يعني از آ‌نِ خداست تنها چيزي كه انسان دارد و براي خود انسان است و از خدا نگرفت آن نداشتن اوست آن نداشتن را نبايد از خدا بگيرد چون اين نقص است در حقيقت اين جمله دعاي كميل استثنايش، استثناي منقطع است يعني اميرالمومنين به ما آموخت كه بگوييم كسي كه هيچ چيز ندارد مگر دعا «لايملك الا الدعاء» اين دعا وقتي تحليل مي‌شود به يك فقدان برمي‌گردد روحش به استثناي منقطع برمي‌گردد مثل اينكه ما بگوييم فقير هيچ چيز ندارد مگر نداري اگر گفتيم نيازمند هيچ ندارد مگر نداري اين استثناي منقطع است اگر بگوييم اين شخص هيچ ندارد مگر يك زيلوي مندرس اين استثنا متصل است اگر بگوييم اين شخص مفلّس است، مفلّس يعني كسي كه همه مالش را از دست داد فقط يك مختصر پول خرد مانده است اين پول خرد را مي‌گويند فلوس، چون مفلس فقط يك مختصر پول خرد برايش مانده يك چند درهمي برايش مانده يك كم ريالي برايش مانده اين فقط فلوس دارد نه اسكناس او را مي‌گويند مفلس مي‌گويند مُفلِس اگر بگوييم فلان شخص هيچ ندارد مگر چند شاهي اين استثنا متصل است ولي اگر گفتيم فلان شخص هيچ ندارد مگر ناله مگر آه اين استثنا، استثناي منقطع است چون نداشتن چيزي نيست كه استثنا بشود اين جمله دعاي كميل كه حضرت به ما آموخت بگوييد «لايملك الا الدعاء» نه يعني فقط انسان دعا را دارد دعا يعني نداري يعني من هيچ ندارم مگر نداري هيچ ندارم مگر بيچارگي اين استثنا مؤكد مستثناست نه اينكه عظمت و صلابت مستثنامنه را بشكند استثنا كارش اين است كه آن اطلاق يا عموم مستثنا منه را مي‌شكند اگر گفتيم فلان مستمند، مُست يعني حاجت، مستمند يعني حاجتمند اگر گفتيم فلان مستمند هيچ ندارد مگر يك زيلوي كهنه اين استثنا آن عموم را مي‌شكند ولي اگر گفتيم فلان مستمند هيچ ندارد مگر ناله آن استثنا نه تنها آن مستثنا منه را نمي‌شكند بلكه اطلاق او را و عموم را و وسعت او  را تثبيت مي‌كند تاكيد مي‌كند اين جمله اميرالمومنين (سلام الله عليه) كه فرمود: بخوانيد «لا يملك الا الدعاء» يعني من بيچاره‌ام هيچ ندارم مگر بيچارگي كه بر اساس استثنا به استثناي منقطع برمي‌گردد آن‌گاه  ذات اقدسي اله فرمود اگر شما اظهار بيچارگي نكنيد هيچ نمي‌ارزيد شما به اندازه بيچارگيتان مي‌ارزيد اگر احساس بيچارگي كرديد مي‌ارزيد و اگر احساس نكرديد داعيه ربوبيت داريد كسي كه احساس درد نمي‌كند خيال مي‌كند سالم است انساني كه بيمار است و خيال مي‌كند كه سالم است او مختال است و نه عاقل لذا فرمود: ﴿قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ[4] گرچه برخي احتمال دادند كه اين اضافي به مصدر به مفعول باشد يعني «ما يعبوا ربي لولا دعاؤكم» يعني لولا دعاؤه اياكم بالاسلام يعني آن از بحث خارج خواهد شد.

اقسام سه‌گانهٴ عبادت و عبادت‌كنندگان

بخش ديگر آيه‌اي است كه ما را تشويق مي‌كند مي‌گويد اگر اهل ترسيد يا اهل آز و طمع‌ايد دعا كنيد ﴿وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا[5] همان طوري كه اصل عبادت سه قسم است دعا هم كه جزء عبادات به شما مي‌آيد او هم سه قسم است آن تثليث عبادات هم در كلمات اميرالمومنين آمده هم در كلمات امام صادق (عليهم السلام) آمده هم در سخنان ساير معصومين (عليهم السلام) مشهود است و كمتر كسي است كه به اين سه قسم آشنا نباشد و آن همان سه قسم معروف است كه بعضي خدا را عبادت مي‌كنند براي ترس از جهنم، بعضي خدا را عبادت مي‌كنند براي طمع به بهشت، بعضي آزادانه خدا را عبادت مي‌كنند كه اين عبادت، عبادت احرار است و عبادت محبان الهي است دعا هم از آن سه قسم بيرون نيست بعضي بر اساس ترس دعا مي‌كنند بعضي بر اساس شوق دعا مي‌كنند بعضي بر اساس عشق دعا مي‌كنند اگر در روايات ما اين سه قسم آمده ناظر به همين سه دسته است درباره عبادت روايات سه طايفه است درباره دعا هم بشرح ايضا [همچنين] يك سلسله از دستوارت مي‌گويد «الدعاء ترس المؤمن»[6] ترس يعني سپر آن كسي سپر دست مي‌گيرد كه مي‌ترسد بخورد سپر براي آن است كه انسان آسيب نبيند مسلمانها در آن سيزده سال اول فقط سپر به دست بودند يعني زد و خورد نبود فقط خورد بود نه زد و خورد بعد از اينكه وارد مدينه شدند زد و خورد شروع شد وگرنه آن سيزده سال اول فقط خورد بود همه‌اش مي‌خوردند در آن دوران يا كساني كه در اين مقطع از حيات به سر مي‌برند دعا به منزله سپر است لذا معصوم (سلام الله عليه) فرمود: «الدعاء ترس المؤمن» ترس يعني سپر بعضيها دعا مي‌كنند كه آسيب نبينند اين دعاي اكثري ماهاست از اين غني‌تر دعاي كساني است كه درباره آنها آمده است «الدعاء سلاح المؤمن»[7] دعا اسلحه مؤمن است سلاح دو قسم است يك سلاح تهاجمي است نظير دشنه و تير و شمشير و نيزه و مانند آن يك سلاح دفاعي است نظير سپر و زره حضرت فرمود دعا اسلحه مومنين است سلاح است آنها كه مستجاب الدعوة‌اند با دعا كه تير سحرگاه است خيلي از مشكلات را بر طرف مي‌كنند خيلي از دعاها به وسيله اولياي الهي خيلي از طاغوتيان را به خاك انداخت آن تير سحر همين دعاست وقتي عده‌اي از اوليا سران طغيان را تهديد مي‌كردند مي‌گفتند ما شما را با تيرهاي سحر مي‌زنيم تير سحر همان دعاي شب زنده‌داران است كه هم قدرت بر اندازي دارد هم نيروي دفاعي اينها كساني‌اند كه با دعاي خود هم محفوظ مي‌مانند كه كار سپر را مي‌كند هم رقيب را از پا در مي‌آورند كه كار تير را مي‌كند لذا اين دعاهاي نفريني از اين قبيل است

بخش سوم دعاي اولياي الهي است و آن حديثي است كه از وجود مبارك رسول خدا (عليه آلاف التحية و الثناء) نقل شد كه «الدعاء مخ العبادة»[8] مخ يك واژه عربي است مشدد نه مخفف مخ يعني خالص و ناب «الدعاء مخ العبادة» يعني عبادت ناب عبادت خالص نيايش خداست آن كسي كه با خدا راز و نياز دارد او عبادت خالص دارد او از خدا چيزي نمي‌خواهد  او از خدا, خدا را مي‌طلبد كه دوست .. همين نعمت فردوس ..

هرگز براي سعدي و امثال سعدي ميسور نبود كه اين قدر بلند سخن بگويند و اين روايات شيخ مصلح الدين را و امثال او را تربيت كرده است او اگر مي‌گويد

گر مخير بكنندم به قيامت كه چه خواهي           دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

از اين روايت طرفي بسته است كه اين گروه سوم‌اند كه مي‌گويند: «الدعاء مخ العبادة» يعني عبادت ناب عبادت خالص نه كسي تُرْسْ و سپر به دست مي‌گيرد و نه كسي شمشير به دست مي‌گيرد گاهي نظير آن عابس و امثال عابس در صحنه كربلا آن طور مي‌شود گاهي نظير اميرالمومنين آنچنان گاهي نظير حسين‌بن‌علي(سلام الله عليهم اجمعين) اين‌ چنين مشتاقانه به سراغ عشق حركت مي‌كند اين‌ چنين نيست كه آنها چيزي را بخواهند يا چيزي را فكر مي‌كنند كه از دست بدهند اين ‌طور نيست پس اين سه قسم روايات ناظر به آن سه قسم همتي است كه در توده مردم است كه هر گروهي يك قسم از اين اقسام سه گانه را تقسيم مي‌كند بخش ديگر آياتي است كه مربوط به سؤال كردن است فرمود: ﴿وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ[9] در تفسير قيم سيدنا الاستاد (رضوان الله عليه) الميزان چندين نكته بر اساس اين آيه آمده است كه نوع اين نكات در كتاب قيم ابن‌فهد هم آمده هشت نكته را ابن‌فهد حلي در ذيل اين آيه ذكر مي‌كند ابن‌فهد در بين علما نظير بحر العلوم نظير سيدبن‌طاووس از آن علماي طراز اول‌ است يعني بعد از ائمه (عليهم السلام) وقتي علما را بررسي مي‌كنند خيلي فاصله دارد تا نوبت به صاحب جواهر و شيخ مرتضي انصاريها برسد آنچه در صف مقدم ديده مي‌شود سيد بحر العلوم است ابن‌طاووس است ابن‌فهد حلي است اينها كساني‌اند كه مدعي‌اند ما شب قدر را شناخته‌ايم اينها كساني‌اند كه بزرگان از فقهاي ما بر اساس عظمت اينها صحه گذاشتند وقتي شيخ مرتضي انصاري(اعلي الله مقامه الشريف) درباره عظمتهاي اين گونه از علما صحه مي‌گذارند آن‌گاه نوبت به ديگران كه مي‌رسد يقينا بايد با خضوع بيشتري سخن بگويند اين چند نفر جزء ستاره‌هاي صدر اول آسمان فقاهت‌اند اين سيد بحرالعلوم, ابن‌طاووس, ابن‌فهد اينها كه ارتباط تنگاتنگي با ولي عصر (ارواحنا فداه) دارند به حضور حضرت مشرف مي‌شوند سخنان حضرت را مي‌شنوند پيام حضرت را براي مردم نقل مي‌كنند آنها يك راههاي خاص دارند آنها كساني‌اند كه اهل ناله‌اند اهل لابه‌اند اهل سوزند اهل درد‌اند آنها نه تنها عالم‌اند كه عامل‌اند نه تنها عامل‌اند كه حرفشان پيام علم و عمل را به ديگران منتقل مي‌كند و مانند آن اين بزرگوار هشت نكته در ذيل اين كريمه ﴿وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي وَ لْيُؤْمِنُوا بي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ[10] دارد.

قرب از سوي حق‌تعالي و حجاب از طرف بنده

نكته اولش اين است كه خدا بي‌‌ پرده مي‌فرمايد من در دسترس شما هستم همه جا هم هستم با همه هم هستم ... بودن حق يك, سؤال را مع الواسطه نقل كردن جواب را بي‌‌ واسطه دادند دو, به پيغمبر فرمود اگر از تو سؤال كردند كه خدا نزديك است يا نه من خودم جواب مي‌دهم نفرمود «فقل في جوابهم» نفرمود تو به آنها بگو فرمود اگر آنها سؤال كردند كه خدا دور است يا نه؟ من نزديكم نظم صناعي اقتضا مي‌كرد به حسب ظاهر كه بفرمايد «فإذا سئلك عبادي عني فقل انه قريب» اگر از تو سؤال كردند كه خدا نزديك است يا دور؟ تو در جواب آنها بگو خدا نزديك است ولي آيه اين‌ چنين نيست آيه اين است كه اگر سؤال كردند خدا دور است يا نزديك من نزديكم سؤال مع الواسطه است جواب بلا واسطه سرّش اين است كه ما من وراء حجاب مي‌بينيم او بي‌‌ پرده حرف مي‌زند ما هستيم كه با حجاب و پشت حجاب با خدا سخن مي‌گوييم او كه حجابي ندارد ما خدا را پشت اين الفاظ و مفاهيم مي‌بينيم يعني اين كلمه خدا را بر زبان جاري مي‌كنيم مفهومش را در ذهن ترسيم مي‌كنيم از پشت هفت پرده با خدا سخن خواهيم گفت ولي او كه اين‌ چنين نيست او كه لازم نيست لفظي بگويد مفهومي را تصور كند تا از پشت مفهوم ما را ببيند اين ‌طور نيست او بي‌‌ پرده با ما سخن مي‌گويد و ما با پرده و پشت حجاب با او سخن مي‌گوييم او خود را در معرض قرار داد يك فورا مبادرت كرد به جواب دو اين جواب را هم نفرمود و «اني» با فا ذكر كرد.

ذكر بعضي از اسرار نماز

يعني من الآن گفتم خدايا «سبحان ربي العظيم و بحمده» تو را حمد كردم تو شنيدي اين «سمع الله» هم دعاست هم خبر هم دعاست يعني خدايا اين حمد ما را بشنو نشنيده نگير گرچه فعل ماضي است جمله, جمله خبريه است ولي مضمونش انشاء است گاهي انسان انشاء را با جمله‌هاي خبريه ادا مي‌كند مثل اينكه كسي به فرزندش مي‌گويد مي‌روي, مي‌خري يعني برو بخر اين جمله خبريه است ولي مضمونش انشاء است وقتي ما سر از ركوع برداشتيم گفتيم سمع الله يعني ان‌شاء‌الله خدا بشنود خود همين دعاست ولي آنهايي كه يك مقدار دقيق‌ترند مي‌گويند «سمع الله لمن حمده» شنيدي نه خدايا بشنو شنيد فاصله‌اي نشد من تا سر بلند كردم ديدم شنيد اين حال براي كسي ظهور مي‌كند كه وقتي به خاك افتاد در سجده گفت «سبحان رب الاعلي و بحمده» وقتي برخاست استغفار مي‌كند مي‌گويد من چرا بايد سر بردارم از خاك من هميشه بايد خاكسار باشم خب اين استغفاري كه بين دو سجده است براي چيست؟ استغفار توبه كردن است ما كه به سجده رفتيم به خاك افتاديم گناه نكرديم چرا سر از سجده برداشتيم داريم استغفار مي‌كنيم؟ خدا امام را غريق رحمت كند و كساني كه «اسرار الصلاة» نوشتند خدا آنها را با حقيقت نماز محشور كند آنها اين‌ چنين گفتند يك بنده خاكسار وقتي به خاك مي‌افتد جايش همان است كه خاكسار باشد اين نبايد سر از خاك بردارد اين وقتي سر از خاك برداشت استغفار مي‌كند من استغفار مي‌كنم از اينكه سر برداشتم دوباره به خاك مي‌افتد لذا بعد از سجده دوم ديگر سخن از استغفار نيست است سجده دوم براي ترميم آن سجده اول است لذا مجموعه دوتا سجده يك ركن است كار يك ركوع را انجام مي‌دهد كه يك ركن است آنهايي كه اهل نيايش‌اند مي‌گويند ما بايد خاكسار باشيم چرا ما سر از خاك برداشتيم اين سر از خاك برداشتن را گناه مي‌دانند «وجودك ذنب لا يقاس به ذنب» آن وقت اين نماز مي‌شود قرة العين نور چشم براي پيغمبر اين نماز يك چيزي است كه اهل نماز بي‌‌‌صبرانه منتظرند كه چه زماني موقع نماز مي‌شود با خدا اين زمزمه را داشته باشند هيچ چيزي در كارنامه‌ها بهتر از اين نماز نيست پس مسئله دعا گاهي به صورت ﴿ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ[11] آمده است گاهي ﴿قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ[12] آمده است گاهي با ﴿وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنّي فَإِنّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ[13] . كه يكي دو نكته‌اش اشاره شد آمده است گاهي هم به صورت ﴿وَ ادْعُوهُ خَوْفًا وَ طَمَعًا﴾ آمده است كه ان‌شاء‌الله تتمه بحث به نوبت ديگر واگذار مي‌شود.

حيات جوامع بشري در گرو فرهنگ شهادت

ابن‌شبيب مي‌گويد من اول محرم وارد محضر امام هشتم امام علي‌بن‌موسي الرضا (عليه السلام) شدم ديدم حضرت بسيار غمگين است عرض كردم يابن رسول الله حادثه تلخي رخ داد؟ كه شما اين‌ چنين غمگين هستيد فرمود امروز اول محرم است من به ياد مظلوميت سالار شهيدانم روزي كه اگر سالار شهيدان در آن صحنه پيروز مي‌شد هرگز اسلام به دست فراموشي سپرده نمي‌شد باز فرمود يابن شبيب اگر خواستي گريه كني فقط براي حسين‌بن‌علي گريه كن چيزي غير حسين آن ارزش را ندارد كه براي او گريه كني البته ائمه معصومين(عليهم السلام) همه‌شان يك نورند اينها حق حيات نسبت به جوامع انساني و بشري دارند شما در آن كشورهايي كه نام حسين‌بن‌علي حضور و ظهور ندارد يا در آن مكتبهايي كه شهادت در آنجا حرفي ندارد وقتي سر مي‌زنيد مي‌بينيد غير از درندگي چيز ديگر نيست الآن كل دنيا در حد يك خانواده است كه آشنايي به اسرار شرق و غرب خيلي آسان است شما درندگي اين درندگان شرق و غرب را ديده‌ايد اگر ديواره كمونيستي فرو ريخت ﴿يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي اْلأَبْصارِ[14] اين نه براي آن است كه ماركسيسم آدم شد اين‌ چنين نيست او تا ممكن بود خونريزي كرد الآن مجسمه لنين و استالين هم به دست خودشان پايين مي‌آورند هم به دست نيروهاي اسلامي پايين آورده مي‌شود كه ﴿يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْديهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنينَ﴾ در قرآن كريم وقتي علت سقوط صهيونيستها را طرح مي‌كند و همچنين مشركين حجاز را بازگو مي‌كند مي‌فرمايد وضعشان به جايي رسيد كه خانه‌هاي خود را هم با دست خودشان خراب مي‌كنند هم با دست مومنين تمام مجسمه‌هاي لنينها و استالينها بالأخره در سراسر كشورهاي ماركسيستي اين‌ چنين  هم به دست خودشان پايين مي‌آيد هم به دست نيروهاي انقلاب شما اگر سفري به جهان كنوني داشته باشيد مي‌بينيد صداي انقلاب شما رفت طولي نكشيد كه بسياري از كشورها به هم ريخت در خيلي از نقاط جهان ايران را نمي‌شناسند ولي امام را مي‌شناسند اگر بگويي من ايراني هستم نمي‌شناسند مثل اينكه به يك ايراني بگويي فلان كشوري كه در نقطه دور شرق يا غرب يا آفريقا است كجاست او نمي‌داند او بايد به زحمت در نقشه پيدا كند ولي نام امام همه جا رفت مردم ايران را به نام امام مي‌شناسند و امام را هم با اسلام ناب مي‌شناسند قدر اين مراسم را قدر اين سينه‌زنيها را و عرض ادبها را و اين عزاداريها را و اين اشك ناله‌‌ها را و اين مداحيها را بدانيد سعي كنيد عزاداريتان خيلي پر محتوا باشد هر جايي هستي چه شهر يا روستا حسينيه‌ها را گرم داشته باشيد مشكلات اقتصادي و مانند آن هم با اينها بايد حل بشود طرح بدهيد و حل كنيد هرگز بعضي از مسائل مادي شما را سهل نكند و آسان نكند در برابر اين گونه از مسائل چون اينها چيزي نيست كه انسان بتواند در برابر آن بهايي بگيرد كه بگويد يك مقدار اوضاع گران است شما خيلي از چيزها را بعد از انقلاب پيدا كرديد سطح توقع هم خيلي بالا آمده و سطح مرمتها هم خيلي بالا آمده اما توقع هم بالا آمده البته يك سلسله مشكلات هم هست اما مبادا خداي ناكرده اين مشكلات را به حساب حسين‌بن‌علي بگذاريد, بگذاريد در هر جايي كه هستيد حسينيه هايتان چه شب چه روز گرم باشد و مراسم سوگ و ماتمتان هم همچنان مشتعل باشد تا با نام سالار شهيدان انسان زنده بماند

فضيلت اشك ريختن براي امام حسين(عليه السلام)

امام رضا (سلام الله عليه) فرمود يابن شبيب اگر خواستي بنالي بر حسين‌بن‌علي بنال و ائمه (عليهم السلام) اين گريه‌ها را زنده نگه مي‌داشتند گاهي با تغيير لباس اين مراسم را حفظ مي‌كردند گاهي آب مي‌خوردند و اين مراسم را حفظ مي‌كردند در يك بحثي قبلاً به عرضتان رسيد كه خانواده‌هاي گران‌قدر آزادگان و مفقودان و همچنين جانبازان عزيز و خانواده‌هاي معظم شهدا هرگز حسين‌بن‌علي را بهانه نكنند براي شهيد خودشان گريه نكنند اين حيف است پيام سالار شهيدان اين بود كه «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبوني»[15] خانواده‌هاي معظم شهدا فرمود‌ اي شهيد داده‌ها شما شهداي خود را بهانه كنيد براي من اشك بريزيد مرا بهانه نكنيد براي شهيدتان ناله نكنيد اين حيف است «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبوني» براي من ندبه كنيد براي من ناله كنيد اگر ضجه مي‌زنيد براي حسين‌بن‌علي ضجه بزنيد و وجود مبارك رسول خدا مكرر در مكرر اين را گفت تا اينكه رسول خدا آن اولين انسان كامل و آخرين انسان كامل است او مظهر «هو الأول و الاخر» است كه معادلي ندارد او انساني نيست كه حالا مرگ حسين‌بن‌علي او را بنالاند كه اين ‌طور كه نيست مكرر در مكرر به بهانه‌هاي گوناگون حجره‌هاي متعدد كه داشت همسرهاي متعدد كه داشت در خانه تك تك اين همسرها گريه كرد در زمان بچگي حسين‌بن‌علي و به تك تك اين زنها حتي عايشه بفهماند كه من براي حسين دارم مي‌نالم. مي‌فرمود كسي نيايد پيش من هيچ كس نمي‌آمد مگر همين كودك به نام حسين‌بن‌علي و كسي حق نداشت جلوي حسين‌بن‌علي را بگيرد حضرت مي‌آمد روي سينه مطهر پيغمبر مي‌نشست حضرت او را بغل مي‌كرد و گريه مي‌كرد در خانه زيدبن‌جحش اين‌ چنين بود اسماء اين‌ چنين بود عايشه اين‌ چنين بود تك تك اين خانه‌ها حسين‌بن‌علي روي سينه پيغمبر نشست و پيغمبر گريه كرد عرض كردند چرا مي‌نالي يا رسول الله گفت الآن جبرئيل به من گفت اين بچه را مي‌كشند من گفتم پس ترتبتش را به من نشان بدهيد بعد ترتبش را نشان دادند دستش را باز كرد گفت اين تربت حسين من است اين را در بين زنها فقط به ام سلمه داده است يك وقتي در منزل صحابه ابن‌عباس بود مي‌شيند كه پيغمبر گريه مي‌كند حضرت مي‌خواهد اين معنا را تعليم بدهد خب چرا در روز عاشورا گريه نكردند آنجا جاي گريه نبود گريه مظلومانه در برابر طاغوت روا نيست زينب گريه كرد اما نه در مجلس يزيد آنجا كه با يزيد دارد حرف مي‌زند كه نمي‌نالد كه بازوها را بستند درست, اينها را زدند درست, اما وقتي كه زينب دارد سخنراني مي‌كند در مجلس مگر گريه مي‌كند يا در مجلس عبيد الله مگر مي‌نالد آن آخرها .. را بعضي نقل كردند اينجا جاي گريه نيست در هنگام تحويل گرفتن اجساد در كمال شهامت‌اند خب چرا پيغمبر گريه مي‌كند به تك تك اين زنها فهماند اين پسر شهيد مي‌شود به تك تك اين زنها به تك تك صحابه فرمود اين پسرم شهيد مي‌شود اين نام را حفظ كرد شما مي‌بينيد هر بركتي كه هست از حسينيه‌هاست حتي مساجد به بركت حسينيه‌ها زنده است آنجا كه حسين‌بن‌علي نيست چرا انقلاب نيست با اينكه مسجد هست در كشورهايي كه حسينيه حضور و ظهور ندارد چرا انقلاب نيست چرا ... كه آنجا حسين ظهور ندارد شهادت حضور ندارد اين درباره وجود مبارك رسول خدا كه در اين زمينه بحثهاي بعد هم ان‌شاء‌الله ذكر مي‌شود كه چرا پيغمبر مكرر در مكرر در منزل زنها در منزل مردها در منزل صحابه در خانه و غير خانه گريه كرد

اما امير المومنين (سلام الله عليه) او بيست سال قبل از جريان كربلا وقتي وارد سرزمين كربلا شد اشك ريخت كه ان‌شاء‌الله به نوبت بعد واگذار مي‌شود

«السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين».

نسئلك اللهم و ندعوك باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله يا الله.

پروردگارا تو را به انبيا و اوليايت قسم دلهاي ما را ظرف معارف قرآن كريم و سخنان اوليايت قرار بده!

نظام اسلامي را در سايه ولي‌ات امام زمان (ارواحنا فداه) تا ظهور آن حضرت حفظ بفرما!

خطر مستكبران را به خود آنها مسترد بفرما!

ارواح مؤمنين, علما و مولفان علوم الهي, اساتيد و ذوي الحقوق و بنيانگذاران مراكز مذهب و شهداي اسلام, روح مطهر امام امت همه را با انبيا محشور بفرما!

مقام معظم رهبري را در سايه عنايتهاي ولي‌ات(ارواحنا فداه) عنايت و تأييد بفرما!

مراكز علمي, حوزه‌هاي علمي, مراجع تقليد حمايت بفرما!

استقلال كشور اسلامي از هر نظر تأمين بفرما!

خدمتگزاران نظام اسلامي را به انجام وظايف مشروعشان بيش از پيش آشنا و موفق بفرما!

بين ما و قرآن و عترت لحظه‌اي جدايي نينداز!

پايان امور همه را به خير و سعادت ختم بفرما!

«بالنبي و آله و عجل في فرج مولانا صاحب الزمان»

 


[1] . سورهٴ غافر, آيهٴ 60.

[2] . نهج‌البلاغه, حكمت 302.

[3] . سورهٴ فرقان, آيهٴ 77.

[4] . سورهٴ فرقان, آيهٴ 77.

[5] . سورهٴ اعراف, آيهٴ 56.

[6] . الكافي, ج2, ص468.

[7] . الكافي, ج2, ص468.

[8] . وسائل الشيعه, ج7, ص 28.

[9] . سورهٴ بقره, آيهٴ 186.

[10] . سورهٴ بقره, آيهٴ 186.

[11] . سورهٴ غافر, آيهٴ 60.

[12] . سورهٴ فرقان, آيهٴ 77.

[13] . سورهٴ بقره, آيهٴ 186.

[14] . سورهٴ حشر, آيهٴ 2.

[15] . مستدرك الوسائل, ج17, ص26.