ردیابی برچسب‌ها
برچسبی وجود ندارد
مدیریت دسته بندی‌ها

سوگند به قلم وآنچه می نگارد

 

                                                                           اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

                                                                               بسم الله الرحمن الرحیم

بنده هم متقابلاً مقدم شما بزرگواران را گرامی میدارم سخنان جامع و نافع و سودمند گزارشگونه این بزرگوار بسیار امیدبخش بود و از خدای سبحان مسئلت میکنیم که سعی بلیغ همه شما عزیزان را مشکور خود قرار بدهد و توفیق ارائه خدمات برتر و بهتر را هم برای همه شما بزرگواران از خدای سبحان مسئلت میکنیم!

مستحضرید که حوزه از آن جهت که به قرآن و عترت وابسته است خود حوزه نه عیب دارد و نه نقص. عیب آن است که یک شیء در درونش پوسیدگی راه پیدا کند مثلاً فرشی که زدگی دارد معیب است نقص آن است که در درون آن شیء زدگی نیست اما آن شیء رسا نیست مثل اینکه اتاقی که مساحت آن بیست متر است شما اگر یک فرش ابریشمی دوازده متری پهن کنید این فرش معیب نیست ولی ناقص است و این مساحت را پوشش نمیدهد; حوزه ـ به لطف الهی ـ هم از آسیب نقص مصون است هم از گزند عیب (این مربوط به حوزه است). آنچه مربوط به نقص یا عیب است را اول بازگو کنیم که چه چیزی نقص است و چه چیزی عیب است و کجا بود و چه خطر را به همراه داشت تا روشن بشود که حوزه اهل بیت(علیهم السلام) از این خطرات مصون است. برخی از مراکزند که معیباند برخی از مراکزند که ناقصاند مرکز دینی که از علم جدا باشد معیب است بازده بسیار بدی هم دارد این دینِ بیعلم است, علمِ بیدین هم فساد فراوانی دارد. ما آنچه از جهان غرب شنیدهایم و دیدهایم دو خاطره تلخ و گزنده بود که فراموش نشد و نمیشود یکی کاری که مرکز دینیِ بدون علم انجام داد که کار کلیساها بود که تفتیش عقاید و گالیلهسوزی را به راه انداختند این ننگ فراموششدنی نیست آن کاری را هم که علمِ بیدین انجام داد این بود که در فاصله کوتاه جنگ جهانی اول و دوم را همین دانشمندان غرب بر جهان تحمیل کردند. سالمندانی که الآن در سنین کهولت قرار دارند فاجعه جنگ جهانی دوم را کاملاً به یاد دارند فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم هم زیاد نبود انسان جرأت نمیکند بگوید در طول این دو جنگ دهها میلیون نفر را اینها کشتند اینکه میبینید الآن اروپا یا غرب دارند دموکراسی صادر میکنند بر اساس عقل و دین نیست بلکه از بس کشتند به ستوه آمدند الآن نمیتوانند جنگ کنند چون دست همه روی ماشه بمب اتم است اگر با هم جنگ کنند دهها میلیون کشته میشود صدها میلیون, اینها از بس کشتند خسته شدند الآن این کشتن را به صورت دموکراسی برای افغانستان و پاکستان و عراق و امثال ذلک دارند صادر میکنند خب شما در همین ایام دیدید در اربعین یا ایام عزای وجود مبارک رسول گرامی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) امام هشتم امام دوم(سلام الله علیهم اجمعین) این همه کشتار بیرحمانه در پاکستان اتفاق افتاده این به صورت دموکراسی دارد صادر میشود! بنابراین اگر ـ خدای ناکرده ـ مرکزی دینی فکر بکند ولی عقلی فکر نکند و علمی کار نکند همان خطر کلیساست که تفتیش عقاید است و گالیلهسوزی است و امثال ذلک این ننگ فراموش نمیشود. علمِ بیدین هم جنگ جهانی اول و دوم را به همراه دارد هیچ کدام از این دو خطر در حوزههای علمیه که الآن بیش از هزار سال سابقه دارد نبود این به برکت قرآن و عترت است که علم را با دین, دین را با علم, عقل را با علم, عقل را با دین, دین را با عقل و علم هماهنگ کرد و به جامعه تحویل داد این مطلب اول.

مطلب دوم آن است که این معارف قرآن و عترت در هر عصر و مصری حضور و ظهور داشت و دارد منتها مدیریتی میخواهد که از این دریا بعد از غواصی, گوهر در بیاورد و درست منتشر کند. الآن شما میبینید بیش از هزار سال است که برکات نجف عالمگیر شد حوزه قم هم «بضعة مِن النجف» زیرا مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری(رضوان الله علیه) مؤسس حوزه تحصیلکرده نجف بود حوزه مشهد هم بشرح ایضاً حوزههای کلانشهرهای ایران همه اینها «بضعة من النجف» چون بزرگان و زعمای آنها غالباً تحصیلکرده نجف بودند, غرب و شرق غالباً هر جا که شیعه هست عالِمی از علمای نجف به آنجا مهاجرت کرده و حوزه تشکیل داد. آیا این همه برکات بیش از هزار سال نجف برای آن است که وجود مبارک حضرت امیر آنجاست خب بالاتر از حضرت امیر در مدینه است شش معصوم در مدینهاند چهار امام در بقیعاند وجود مبارک صدیقه کبرا در مدینه است وجود مبارک رسول گرامی(علیهم الصلاة و علیهم السلام) در مدینهاند چنین برکتی نداشت عمده داشتن یک مدیر لایق و قابل و عاقل و عامل است که در نجف سیّد مرتضی بود که توانست شیخ طوسی را تربیت کند بعد توانست ابن ادریسها و محقّقها و علامه حلّیها را تربیت کند این مدیریت است که میتواند از قرآن و عترت که حقیقتاً اقیانوساند بهرهبرداری کند به صورت تدریس, تألیف, تصنیف به جامعه منتقل کند. خب شما ببینید زعیم حوزه علمیه مکه میشود عبدالله بن عباس, زعیم حوزه علمیه مدینه ابیّ بن کعب, زعیم حوزه علمیه عراق عبدالله بن مسعود خب آن خروجی ندارد وقتی سید مرتضی(رضوان الله علیه) در کنار مضجع ملکوتی امیر موحّدان وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) بر اساس آن عقل و درایتش مدیریت کرد حوزه علمیه بابرکت شد. شما میبینید همین مضجع ملکوتی فاطمه معصومه(سلام الله علیه) قبل از مرحوم آقا شیخ عبدالکریم بود چون مدیریت نبود بازدهی نداشت الآن شما میبینید بازده قم خب خیلی بیشتر از بازده مثلاً مشهد است با اینکه آنجا ولیّ الله مطلق مدفون است و برکات این بیبی هم «بضعة من ذلک المضجع» اما یک مدیریت کارآمد است که میتواند از این قرآن و عترت بهره بگیرد و به جامعه منتقل کند. حوزه ـ به لطف الهی ـ در شرایط کنونی به این اوج رسیده مخصوصاً با آمدن امام(رضوان الله تعالی علیه) که از هر جهت قرآن و عترت را خوب شناخت و عمل کرد و منتقل کرد و جهانی کرد.

مطلب بعدی آن است که کار شما بزرگواران ـ انشاءالله ـ تا حال چنین بود امیدواریم از این به بعد هم به همین وضع باشد و بهتر, کاری باشد که ـ انشاءالله ـ خدا به آن سوگند یاد کند خدا به چیزی سوگند یاد میکند که مورد قبول او باشد و مؤثر باشد خدا خیلی کریم است با دستی عطا میکند با دست دیگر عطای خودش را, عطیّه خودش را, فیض خودش را از ما قبول میکند این خدایی که ﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ﴾ این خدایی که ﴿یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاءُ﴾ همین خدا فرمود اگر چیزی را به عنوان صدقه در راه من بدهید من خودم قبول میکنم ﴿یَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ﴾ این است که وجود مبارک امام سجاد(سلام الله علیه) بعد از اینکه صدقه میدادند دست خودشان را میبوسیدند میگفتند چون دست ما به دست بیدستی خدا رسید و خدا اخذ کرد منتها این مسائل در مقام ذات حقتعالی نیست (یک) در مقام صفات ذات که عین ذات است نیست (دو) در مقام وجهالله, فیضالله, فعلالله است که مقام امکان است (سه) ﴿مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ﴾ از همین قبیل است ﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلکِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ﴾ از همین قبیل است ﴿یَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ﴾ از همین قبیل است ﴿یَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ﴾ از همین قبیل است خب اگر در مقام فعل، خدای سبحان با دستی عطا میکند و با دستی از ما میپذیرد خب ما چرا در این وسط راه صحیح را طی نکنیم که او قبول کند فرمود اگر این علمی که من به شما دادم ﴿عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ﴾ این گویایی که من به شما دادم ﴿عَلَّمَهُ الْبَیَانَ﴾ اگر این بنان و بیان را در راه من صرف کردید من هم قبول میکنم هم به آن سوگند یاد میکنم میگویم ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ﴾ یعنی قسم میخورم به مسطورات اینها, هر چه را اصحاب قلم بنویسند که در راه قرآن و عترت باشد من قبول میکنم و به اینها سوگند یاد میکنم خدا به شمس و قمر قسم یاد میکند چون نور میدهند به مکتوبات به کتابها به نوشتهها سوگند یاد میکند چون «العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب مَن یشاء» اینها هم نور میدهند این کم کمال نیست که انسان کاری بکند, کتابی بنویسد, مقالهای بنویسد که خدا به آن قسم بخورد! فرمود من قسم میخورم ﴿ن وَالْقَلَمِ﴾ یعنی «اُقسم بالقلم» ﴿وَمَا یَسْطُرُونَ﴾ یعنی «اُقسم بما یسطرون و یکتبون» این کم کمال است! وقتی چیزی را او بپذیرد و سوگند یاد کند میشود ﴿مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ﴾ بنابراین شما بزرگواران خدا را شاکر باشید ما هم شاکر و متشکّریم که این فیض را خدای سبحان به حوزه و به شما بزرگواران عطا کرده است که نه بیراهه رفتید نه راه کسی را بستید سعی کردید آنچه از قرآن و عترت درآمده همان را خوب ارزیابی کنید و به جامعه منتقل کنید این مورد سوگند الهی است منتها برای تتمیم این و تکمیل این, خود شما تنها مصرف کننده نباشید بنگرید ببینید که جامعه چه چیزی کم دارد آن کمبود جامعه را مخصوصاً در فضای دانشگاهی, کمبود اجتماعی را, کمبود فرهنگی را کاملاً شناسایی کنید و از راه صحیح پاسخی به اینها بدهید به عنوان یک سرمقاله علمی در هر شمارهای منتها برای تدوین این کار هم شناسایی فضای بیرون لازم است که کمبود چیست, عیب چیست, مشکل اساسی چیست و هم اینکه پاسخ مناسب آن چیست. پاسخ وقتی مناسب است که نه کمبود علمی داشته باشد نه کمبود دینی اگر ـ خدای ناکرده ـ کمبود علمی داشت در شأن حوزه نیست و اگر ـ خدای ناکرده ـ شرقی یا غربی بود کارآمد نیست نور ندارد اینکه خدای سبحان فرمود شجره زیتون پربرکت است پرنور است برای اینکه نه شرقی است نه غربی; یعنی نه چپ است نه راست, نه آن طرفی نه این طرفی ممکن است انسان بالأخره از نظر اینکه یک شخص معیّن است گرایشی با زید یا عمرو داشته باشد ولی بکوشد که این گرایشهای شخصی را در فضای حوزوی پیاده نکند اگر ﴿لاَ شَرْقِیِّةٍ وَلاَ غَرْبِیَّةٍ﴾ شد میشود نور. بیان اینکه ﴿لاَ شَرْقِیِّةٍ وَلاَ غَرْبِیَّةٍ﴾ سورهٴ مبارکهٴ نور برای همه ما گویاست این است که خب همه ما کم و بیش با باغ و باغداری آشناییم سه قسمت درخت در باغ هست یک قسمت درخت در کنار دیوارهای شرقی است یک قسمت درخت در کنار دیوارهای غربی یک قسمت درخت در وسط باغ است آن درختهایی که در کنار دیوار شرقی هستند صبح تا مدتی آفتاب نمیگیرد برای اینکه سایه دیوار نمیگذارد به آن آفتاب بتابد وقتی آفتاب نگرفت شیرین و رشد و پرمحتوا نمیشود آن قسمت درختهایی که در کنار دیوار غربی هستند عصر که شد سایهٴ این دیوار غربی نمیگذارد به آن آفتاب بتابد اما اینکه در تمام مدت آفتاب میگیرد این درخت ضاحیه است به اصطلاح یعنی پرنور که این ﴿لاَ شَرْقِیِّةٍ وَلاَ غَرْبِیَّةٍ﴾ چنین درختی اگر زیتون باشد روغنش خیلی مؤثّر است درختهای دیگر باشد شیرینتر است شفافتر است. فرمود اگر شما چپ بروید یا راست بروید بخشی از نور را از دست دادید اما وقتی که این طرف و آن طرف نباشد لله باشد و خالص باشد حتی طرفین این را قبول دارند چون میبینند این از منبع طیّب و طاهر در آمده غرض آن است که این کار, کار دشواری است که انسان با خودش چالش داشته باشد یک جهاد درونی داشته باشد که گرچه من به زید  نسبت به عمرو علاقهمندترم ولی در این نوشتار و گفتار زید و عمرو برای من یکسان باشند آن وقت این اثرش بیشتر است اگر ـ انشاءالله ـ اینطور باشد هم آن بخشهای علمی مصون است هم بخشهای عملی مصون است هم گزند عیب از بین میرود هم آسیب نقص از بین میرود و یک مقالات علمی هم تولید خود این رسانه حوزه خواهد بود اگر کسی مصرفکننده باشد دیگر به فکر تولید نیست این طور است که چه کسی سخنرانی کرده ما جمع کنیم منتشر کنیم که میشود دلاّل ولی اگر محقّق باشیم دلاّلی عیب ندارد حرفهای خودمان, کالای خودمان که صادرات خودمان است عرضه میکنیم و نوشتار و گفتار دیگران را هم منتقل کنیم آن وقت میشویم دلیل, این دلاّلی محمود و ممدوح است نه دلاّلی مذموم این کسی که دلاّل است دلیل است راهنماست اینکه کار خوب میکند این آقا سخنان خوبی گفته این بزرگوار این سخن خوب را به جامعه منتقل میکند این میشود دلیل اما اگر همه همّتها این باشد انسان میشود مصرفکننده اگر قرار باشد که مثلاً در طیّ هفته، انسان شناسایی کند کمبود مراحل دینی یا علمی در فضای دانشگاهی یا غیر دانشگاهی چیست آن را بررسی کند و ارزیابی کند این خودش هم تولید کرده، میشود تحقیق تتمیم این تحقیق به ارائه گزارش فرمایشات بزرگان حوزه, اساتید حوزه, دانشمندان حوزه و امثال اینهاست. این ـ انشاءالله الرحمن ـ ﴿أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ﴾ میشود, ﴿أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی﴾ میشود.

 من مجدّداً مقدم جنابعالی و هیئت همراه را گرامی میدارم از فرد فرد شما حقشناسی میکنیم از خدای سبحان مسئلت میکنیم که ﴿نَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ﴾ سورهٴ مبارکهٴ یس شامل حال شما بشود فرمود ما گذشته و آینده شما را مینویسیم ـ انشاءالله ـ خودش به بهترین وجه کتابت را داشته باشد و برکات شما هم حسناتی است که شامل حال همه اهل حوزه و خارج حوزه و داخل ایران و خارج ایران میشود خدای سبحان از شما به احسن وجه بپذیرد نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملکت ما را در سایه ولیّاش حفظ کند!

امام راحل, شهدای انقلاب و جنگ را با انبیا محشور کند!

این بیداری اسلامی خاورمیانه را که به برکت نظامی اسلامی است به ثمر نهاییبرساند!

خطرات دشمنان دین مخصوصاً استکبار و صهیونیسم  به خود آنها برگردد!

امنیت مناطق اسلامی به برکت ولیّ عصر محفوظ بماند!

این نظام تا ظهور صاحب اصلیاش از هر خطری مصون بماند!

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.