ردیابی برچسب‌ها
برچسبی وجود ندارد
مدیریت دسته بندی‌ها

خدای سبحان فرمود من انسان را گرامی و کریم آفریدم ﴿لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ﴾عیدیِ ما در ایام دهه کرامت رسیدن به مقام شامخ کرامت است

                                                                           اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

                                                                              بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی جمیع الأنبیاء و المرسلین سیّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بیته الأطیبین الأنجبین سیّما بقیّة الله فی العالمین بهم نتولّی و من أعدائهم نتبرّءُ الی الله!

ایام پربرکت دهه کرامت را به همه علاقهمندان قرآن و عترت مخصوصاً شما بزرگواران تهنیت عرض میکنیم

عیدیِ ما در ایام کرامت رسیدن به مقام شامخ کرامت است خدای سبحان فرمود من انسان را گرامی و کریم قرار دادم ﴿لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ﴾ این یک اصل الهی است که خدا انسان را کریم و بزرگوار قرار داد. در نوبتهای قبل ملاحظه فرمودید کرامت از آن واژههای بلند عربی است که معادل فارسی ندارد کریم غیر از کبیر است, کریم غیر از عظیم است ما برای اینکه معنای کرامت را به فارسی بیان کنیم ناچاریم چند کلمه را کنار هم ضمیمه کنیم تا معنای کرامت را تفهیم کند بالأخره آن بزرگواریِ فرشتهمنش بودن را میگویند کرامت; قرآن کریم اگر کرامت را وصف انسانها قرار داد که فرمود: ﴿لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ﴾ همین وصف را برای فرشتهها قرار داد در سورهٴ «انبیاء» ملائکه را به عنوان بندگان کریم معرفی کرد فرمود: ﴿بَلْ عِبَادٌ مُّکْرَمُونَ ٭ لاَ یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ﴾ گذشته از اینکه عموم فرشتهها را به کرامت وصف کرد, آن ملائکهای که مأمور و وسیله رسیدن آیات الهی به ما هستند این مسیر را هم مسیر کرامت معرفی کرد فرمود این آیات من, این احکام من به دست فرشتههای کریم به شما رسیده است ﴿بِأَیْدِی سَفَرَةٍ ٭ کِرَامٍ بَرَرَةٍ﴾ کریم غیر از عالِم است, کریم غیر از حکیم است, کریم غیر از فقیه است, کریم یک معنای خاصّ خودش را دارد که با طهارت آمیخته است فرمود این قرآن از مسیر کرامت عبور کرده است ﴿بِأَیْدِی سَفَرَةٍ ٭ کِرَامٍ بَرَرَةٍ﴾ بنابراین اینها بارّ و کریم و بزرگوار و باطهارت و باقداستهستند و قرآن از مسیر اینها عبور کرده است این اصل اول که انسان کریم است چه اینکه قرآن, کریم است چه اینکه فرشتهها کریم هستند چه اینکه ائمه(علیهم السلام) مطابق با بخشی از زیارت «جامعه کبیره» که دارد اینها «عباد المُکرمین الذین لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون» وصفی که خدا در سورهٴ «انبیا» برای فرشتهها ذکر کرده همان وصف را در زیارت «جامعه» برای ائمه(علیهم السلام) ذکر شده است. کرامت چنین وصف ممتازی است که فرشتهها دارند, انبیا(علیهم السلام) دارند, ائمه(علیهم السلام) دارند, مسیر قرآن کریم هم همین است, وصف قرآن کریم هم است, خدای سبحان انسان را با این وصف آفرید, این مطلب اول.

مطلب دوم آن است که بعضی از نامگذاریها و وصفها سند نمیخواهد سندش روشن است چرا قرآن، کریم است معلوم است, چرا فرشتهها، کریماند معلوم است, چرا انبیا و اولیای معصوم، کریماند معلوم است, اما حالا چرا انسان، کریم است این سند میخواهد باید بحث بشود; چون او موجودی نیست که بتوان گفت این موجود شخصیتی دارد که مطابق شخصیتش کریم خواهد بود این سند میخواهد سند آن این است که او نماینده کریم است یکی از اسمای حسنای خدای سبحان این است که او کریم است چون انسان, جانشین کریم است نماینده کریم است خلیفه کریم است سهمی از کرامت خواهد داشت که ﴿إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً﴾ پس اصل دوم این است که سند کرامت انسان, خلافت اوست; چون جانشین خداست, اگر کسی جانشین خدا بود نماینده خدا بود باید حرف خدا را بزند, این اصل سوم. پس اصل اول آن است که خدا انسان را کریم خلق کرد, اصل دوم آن است که سند کرامت او این است که چون جانشین کریم است نماینده کریم است کریم خواهد بود, اصل سوم آن است که نماینده, قائممقام، باید حرف آن مستخلفعنه را بزند اگر کسی قائممقام وزیر بود امضای او امضا از طرف وزیر بود احترامی هم که داشت از طرف وزیر بود این اگر در یک وزارتخانه امضا بکند احترام ببیند, شخصیت ببیند, حقوق بگیرد ولی به میل خودش کار بکند این دیگر جانشین نیست اگر کسی جانشین وزیر شد باید کار وزیر را انجام بدهد, اگر کسی خلیفه الله شد باید حرف الله را بزند کسی حرف الله را میزند که از خودش هیچ نداشته باشد کسی که با رأی خودش بخواهد عمل بکند دیگر خلیفةالله نیست او باید ببیند ذات اقدس الهی چه دستور میدهد تا بشود خلیفه الله.

اصل چهارم این است که اگر کسی آمده خودش را اینجا جا زده گفت من کریم هستم چون خلیفه خدا هستم آمده احترام دیده, شخصیت دیده ولی مطابق میل خودش حرف زده مطابق میل خودش عمل کرده همین خدایی که میفرماید: ﴿لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ﴾ همین خدایی که میفرماید: ﴿إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً﴾ میفرماید: ﴿أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ﴾ برای اینکه تو آمدی اینجا حرف مرا بزنی حرمت پیدا کردی, عظمت پیدا کردی, شخصیت پیدا کردی که دین من و حرف من و فکر من را پیاده کنی آمدی اینجا غاصبانه احترام دیدی، میشود ﴿أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ﴾ بنابراین هیچ تناقضی بین ﴿أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ﴾ با ﴿لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ﴾ نیست برای اینکه خدای سبحان او را محترم کرده به همه انحای احترام, اکرامش کرده, تکریمش کرده بعد به او گفته اینجا بنشین محترمانه زندگی کن ببین وحی چه میگوید, بالأخره این عالَم را کسی که آفرید همان او باید اداره کند ما که حیوانات را خلق نکردیم, گیاهان را خلق نکردیم, از ستارهها بیخبریم, باید برای گیاهان و حیوانات و انسانها برای همه برنامهریزی کنیم بگوییم زن و مرد با هم مساویاند یا فلان حیوان با فلان حیوان مساویاند یا شراب و سرکه با هم مساویاند یا شراب و شیره با هم مساویاند ما باید چیزی بگوییم که خودمان ساختیم ما که چیزی نساختیم; آنکه ساخت باید بگوید چه چیزی حلال است چه چیزی حرام است, چه چیزی پاک است چه چیزی نجس است, اگر کسی این احترام را ببیند آنوقت مطابق میل خودش هر کاری بکند این میشود ﴿أُولئِکَ کَالْأَنْعَامِ﴾, و مانند آن, ﴿فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا﴾ اینجا جای این حرفها نیست ضمیر مؤنث آورده فرمود: ﴿فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا﴾ این منزلت, منزلت متکبّران نیست برو پایین این اصول که مشخص شد معنای دهه کرامت خودش را نشان میدهد ما از آن جهت که بنده خدا هستیم باید ببینیم خدا چه کار میکند ما هم مطابق آن عمل کنیم, از آن جهت که امّت پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) هستیم باید ببینیم پیامبر چه کار میکند, از آن جهت که مأموم امام هستیم باید ببینیم امام چه کار میکند, وجود مبارک امام صادق(علیه و علی آبائه و أبنائه آلاف التحیّة و الثناء) آن طوری که در تحفالعقول هست فرمود مؤمن وقتی مؤمن است که وقتی گفت من بنده خدا هستم ببیند خدا چه گفته, سنّت پروردگارش را انجام بدهد, سنّتی هم از پیغمبر در او باشد, سنّتی هم از امام در او باشد. سنّت خدا این است که خدا ﴿عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ﴾ است اما غیبش, اسرارش, رازها را برای همه نمیگوید شما هم رازهای مملکت را برای همه نگویید, تا یک حادثه پیش آمد ارتباط با بیگانه برقرار میکنید اینکه نشد, اسرار خودت, اسرار مملکت را, اسرار خانواده را, اسرار دوستان را شما باید حفظ کنید و رازدار باشید کتمان غیب از کارهای خداست چون ﴿عَالِمُ الْغَیْبِ﴾ است ﴿فَلاَ یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَداً﴾ شما هم اسرار کشورتان را, راز و رمز مملکتتان را به بیگانهها منتقل نکنید; راز برادرت را, راز دوستت را, اسراری را به شما گفته به دیگران منتقل نکنید, اگر انسان حق ندارد اسرار دوستش را برای دیگران منتقل کند معلوم میشود اسرار مهم را به طریق اُولیٰ نمیتواند. این یکی از بیانات نورانی امام صادق(سلام الله علیه) است فرمود کتمان سرّ، یکی از وظایف اصلی مؤمنان است که باید به اخلاق الهی متخلِّق بشود اگر به ما گفتند: «تخلّقوا باخلاق الله تعالی» آن کارهایی خدایی که از ما برنمیآید از ما هم که نخواستند, اما خدا رازدار است رازش را به هر کسی نمیگوید شما هم رازدار باشید راز کشورتان, خانهتان, دوستتان را به هر کسی نگویید. سنّت پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) آن است که با اخلاق الهی با مردم برخورد میکرد و سنت امام نیز صبر در باٴساء و ضرّاء بود تا فرج حاصل شود فرمود این سنتها را اگر  شما داشتید میشوید مؤمن. وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) فرمود: «إنّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبواب الحکمة» مگر آدم همیشه حرف میزند, هر جا حرف میزند, هر طور که دلش خواست سخن میگوید, حرف را به اندازه ضرورت میزنند قهراً فکرکرده حرف میزنند بیجا حرف نمیزنند. یکی از آداب حکیم شدن همین خاموش بودن, بجا سخن گفتن, کم سخن گفتن و مانند آن است. «صَمْت» یعنی سکوت, « إنّ الصَّمْتَ بابٌ مِن أبواب الحکمة» این از بیانات نورانی امام رضا(سلام الله علیه) است که خیلیها باید آداب صَمْت را, خیلی از ماها باید درس سکوت بخوانیم که چه وقت ساکت باشید, چقدر حرف بزنیم, چطور حرف بزنیم. به ما گفتند کم حرف بزن, وقتی هم که میخواهی حرف بزنی هم خوب حرف بزن, هم حرفِ خوب بزن برای اینکه همه اینها را مینویسند تو داری املا میکنی ﴿إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ ٭ کِرَاماً کَاتِبِینَ﴾ فرشتهها دارند مینویسند شما دارید دیکته میکنید خب مواظب باش که خوب املا بکنی.

یکی از بیانات نورانی امام رضا(علیه آلاف التحیّة و الثناء) این است که بالأخره انسان که نمیتواند تنها زندگی کند باید دوست داشته باشد فرمود انسان، روی زمین یک دوست بیشتر ندارد همین یک دوست برای او کافی است این تقدیم خبر بر مبتدا ـ به اصطلاح ادیبان ـ مفید حصر است فرمود: «صدیق کلّ امریء عقله» این «صدیق» خبر مقدّم است «عقل» مبتدای مؤخّر; نفرمود عقلِ هر کسی دوست اوست فرمود دوست هر کسی عقل اوست میخواهی بفهمی دوست آدم چه کسی است, عقل اوست; هوای او, هوس او, شهوت او, غضب او, وهم او, خیال او همه دشمنان او هستند یکی از بیانات نورانی رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) این است که فرمود انسان, بدترین دشمنش همان هوای نفس اوست چون هر کس را شما میبینید به هلاکت افتادند در اثر بدرفتاری و خودخواهی است هیچ کس به هلاکت نیفتاد مگر در اثر بدرفتاری خودش «أعدیٰ عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک» همین غرور, اکثر طلاقها بر اساس همین غرور و خودخواهی است من اینطور گفتم تو چرا اینطور نکردی, همین! خب اگر بدترین دشمن ما هوا و هوس ماست بهترین دوست ما هم عقل ماست آن را هم وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) فرمود: «وَ عدُوُّهُ جهله» این هم خبری است مقدم که بر مبتدا مقدم شده و مفید حصر است یعنی تنها دشمن آدم, جهل اوست و منظور از این جهل, بیسوادی نیست جهلِ در مقابل علم خیلی خطر ندارد جهل در مقابل عقل خطرناک است عقل «ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان» است خیلیها هستند که درسخوانده نیستند حوزه نرفتند دانشگاه نرفتند اما بالأخره چیزی که آنها را مهار بکند دارند فوراً به اهلش مراجعه میکنند که چه کار بکنیم, خویشتندار هستند. عقل که در مقابل جهالت است دوست آدم است آدم را عِقال میکند از وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) نقل شده است حضرت تفسیر کرده فرمود عقل را عقل میگویند برای اینکه عِقال میکند در عربها این شتر چموش که بالأخره در اختیار ساربان نیست این ساربان او را جایی بست میخواهد کاری انجام بدهد این هم چموش است و جموحی میکند و  فرار میکند این دو زانوی آن را محکم میبندند آن زانوبندی که شتر را محکم مهار میکند آن را میگویند «عِقال» میگویند این شتر را عقال کرده یعنی زانوهایش را بسته. وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) فرمود عقل را عقل میگویند که هم در بخش اندیشه و علم, زانوی وهم و خیال را عقال میکند که نمیگذارد مانع برهان و تفکّر عقلی بشود چون یک حکیم یا فقیه وقتی بخواهد برهان اقامه کند باید وهمیّات نباشد, خیالیات نباشد اینها مزاحماند برهانی که نیستند این باید مواظب باشد که وهم و خیال در بخش اندیشه و علم راه پیدا نکنند یک عِقال محکم ستبری دست این عقل نظری هست جلوی وهم را میگیرد, جلوی خیال را میگیرد, عقل را در اندیشهپردازی آزاد میکند آنوقت او استدلال خوبی میکند یک طبیب بخواهد بیماری را تشخیص بدهد اینطور است, یک فقیه بخواهد حکم را تشخیص بدهد اینطور است, یک حکیم بخواهد جهانبینی داشته باشد همینطور است وقتی زانوی وهم و خیال در بخش اندیشه, عقال شد انسان حکیمانه میفهمد, این برای جزم است. در مقام عمل و اراده و نیّت, شهوت و غضب چموشی میکنند باید با یک زانوبند دیگری که کاملاً با زانوبند اوّلی فرق دارد اینکه میبینید بعضیها عالِماند و اهل عمل نیستند برای اینکه فقط یک زانوبند دارند آنکه عالِم باعمل است دو زانوبند دارد یکی اینکه زانوی وهم و خیال را میبندد یکی اینکه زانوی شهوت و غضب را میبندد وقتی زانوی شهوت و غضب را محکم بست آنوقت آن عقل عملی که «ما عُبد به الرحمن و اکتسب به الجِنان» شکوفا میشود این بیان نورانی رسول خدا(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) است که فرمود عقل را عقل میگویند برای اینکه این زانوبند است عقال میکند. وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) فرمود انسان یک دوست دارد اگر این دو زانوبند را داشت معلوم میشود دوستان خوبی دارد برای اینکه جلوی وهم و خیال را میگیرد؛ او چرا به من احترام نکرده, چرا اسم مرا نبرده, چرا من جلو نیفتادم این بازیها جز وهم و خیال چیز دیگر نیست و اگر انسان از این حرفها و از این اوهام و بازیها نجات پیدا کرد آنوقت معلوم میشود حرف دوست خودش را گوش داده این بیان نورانی امام رضا(علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیّة و الثناء) است که فرمود: «صدیق کلّ امریء عقله و عدوّه جهله» آنوقت اگر کسی عاقل بود با جامعه خوب رفتار میکند ادب را رعایت میکند حقوق مردم را اَدا میکند با مردم خوب رفتار میکند و اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ دوست نداشت یعنی عقل که دوست او بود نداشت نه با خودش درست رفتار میکند نه با خانوادهاش درست رفتار میکند نه با جامعه درست رفتار میکند. این است که اگر به مناسبت میلاد وجود مبارک فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و وجود مبارک امام رضا(سلام الله علیه) و همچنین احمدبنموسی(علیهما السلام) که برخیها نقل کردند این دهه شده دهه کرامت  فرصت زرّینی است که آدم احادیث اینها را نگاه کند این راه هم برای همه هست چه برای حوزویان چه برای دانشگاهیان چه برای درس خواندهها چه برای درس نخواندهها این راه که ما کریم بشویم و بزرگوار بشویم و سالم زندگی کنیم نه بیراهه برویم نه راه کسی را ببندیم این راه برای همه باز است که امیدواریم ـ انشاءالله ـ به برکت این ذوات قدسی, این نورانیّت نصیب جامعه اسلامی بشود, نصیب همه برادران و خواهران بشود و بهره شما عزیزان و مهمانان عزیز ما بشود!

پروردگارا! تو را به انبیا و اولیایت قسم, تو را به اسمای حسنایت قسم, تو را به صحف آسمانیات قسم امر فرج ولیّات را تسریع بفرما! نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملکت ما, مسئولین عزیز ما را در سایه ولیّات حفظ بفرما! مشکلات دولت و ملت را در سایه لطف ولیّات برطرف بفرما! روح مطهر امام راحل, شهدای انقلاب و جنگ, شهدای شهریور, همه را با انبیا محشور بفرما! بیداری اسلامی خاورمیانه را به مقصد نهایی برسان! مشکلات مصر و بحرین و امثال اینها را به بهترین وجه حل بفرما! خطر جنگطلبان مخصوصاً استکبار و صهیونیسم را به خود آنها برگردان! پروردگارا آنچه خیر و صلاح و فلاح این ملّت است به برکت دعای ولیّات مرحمت بفرما! همه ما را در برآوردن نیازهای رسمی مملکت موفق و مؤیّد بدار! مشکلات مملکت چه در بخش اقتصاد, چه در بخش مسکن, چه در بخش ازدواج جوانها همه را در سایه لطف ولیّات برطرف بفرما! جوانها و فرزندان ما را تا روز قیامت از بهترین شیعیان اهل بیت(علیهم الصلاة و علیهم السلام) قرار بده! عیدی همه مردم مخصوصاً این برادران و خواهران را نِیل به مقام شامخ کرامت قرار بده!

«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»